http://farnad.persiangig.com/image/tabar1.jpg


بهار آمده آيا که باغ مي خندد ؟
و يا به ريش درختان اجاق مي خندد؟

صداي ِداس ِملخ گوش عرش را کر کرد
ولي به جاي ندامت ، کلاغ مي خندد

درخت ، جُرم تبر را نديد مي گيرد
و مادرانه به اين اتفاق مي خندد

هنوز دوره ي بي غيرتي است اي چوپان
که گرگ آمده ، سگ واق واق مي خندد

¤

در انتظار تو شب را به صبح مي بافد
به قاب ِعکس ِخيالش اتاق مي خندد

قرار بود بخندد ولي نگاه کنيد
رديف آخر ازاين اتفاق......مي گريد