باور نخواهند کرد.....

تنهایی یک مرد را باور نکردند!
این کوچه ها شبگرد را باور نکردند
آمار ها گفتند،اما ساده لوحان
افزایش نامرد را باور نکردند!
حتی اگر پاییز را هم دیده باشند
چون برگ ، زخمی زرد را باور نکردند
فریاد می زد: "نوشدارو... نوشدارو"
اسفندیاران درد را باور نکردند (1)
آنان که مانند کلاغ آزاد بودند
این میله های سرد را باور نکردند
.
.
گفتیم : از این راه برگردید... رفتند!!!
"برگرد" را..."بر گرد" را باور نکردند...
.
.
-------------------
1. اسفندیار رویین تن
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط علیرضا استادی (مسیحا)
|