http://www.etemaad.ir/Released/88-01-29/ketab.jpg


.

در قحطی صداقت و عشق  و یکی شدن
طاعون بی کسی فوران کرد روی من

قلبم از این شرایط بدخیم در کپک !
روحم هزار متر فرو رفته در لجن!!

با خود درون آینه درگیر می شوم
می ترسم از نتیجه ی این جنگ تن به تن

در تارهای کهنه ی خود غلت می خورم
(یک عنکبوت با دلی از جنس کرگدن)

.
.

کوچه، غروب ، نم نم باران....دلم عجیب-
لک می زند برای دوتایی قدم زدن...

از ناودان پیرهنم قیر می چکد!!
باران ! بدون عشق کریه است این بدن...

دارم دوباره وسوسه...نه،نه... نمی شوم
بیزارم از رسیدن این قافیه به "زن"


"دنیا" مسیر وصل فقط "مرگ" بود و هست
تلفیق شاعرانه ای از عشق با کفن....

.
.